سلام به دوست عزیزم
این پست بدون اطلاعت نوشته میشه چون اگه میدونستی هیچوقت ...!
شرمنده ام
شرمنده ام
شزمنده ام
این آخرین پست من تو این وبلاگه
نوشتن مطلب انگیزه میخواد و ماشاا... منم که پر از خالیم
به قول سهراب که " دل خوش سیری چند .؟؟؟! "
یا اخوان که میگفت :
" قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
برو آنجا که تو را منتظرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب."
با کشور های خارجی کاری نداریم چون از دید عقلای ما یا همه لائیکن یا
اینکه ادیان تازه تاسیس دارن ..!؟
توی مملکتی که اسلام توش اجرا میشه و دم از عدالت میزنن
چرا باید یه پیرمرد دربون یه هتل باشه که وقتی یه پسر
بچه نوجوان میخواد بره تو باید از روی صندلی بلند بشه و تا کمر براش خم بشه
اون چرا باید تو این سن هنوز اینطور مشغولیات فکری داشته باشه
آقایون که تا یه کاری میخوان بکنن دست یه پیرمرد رو تا آرنج تو حلقشون میکنن
و وقتی خرشون از روی پل معروف رد شد اون پیرمرد رو باهاش آره ! آره ...
توی این دین دروغ بدترین گناه هست ولی مثل آب خوردن دروغ میگن
بعد جالبه همونا میان دیگران رو منع میکن
" رطب خورده منع رطب ..... "
خسته شدم از این دنیای پوشالی که برامون ساختن و میگن ما با فرهنگ ترینیم !!!!!
درست میگن اما اینو چند قرن دیر گفتن اون برای زمان کوروش و داریوش بود
نه الان که همه همدیگه رو که میبینن یه خنده ی نقاشی شده بهم نشون
میدن و بعد چنان زیرابشو میزنن که طرف اصلا دیگه نمیتونه بلند بشه
قدیماااااااااا ما سه قشر داشتیم قشر بالا نشین و متوسطه و پایین .
ولی الان دیگه قشر وسطی اومده پایین کهبه پایینیا دلگرمی بده بگن بالا
خبری نیست ، اصلا خوب نیست . اینجا به خدا نزدیکتریم
یا هر که مقربتر است بدبختی اش بیشتر است !!!؟
من نمیدونم چرا همه ی مقربا از زیر خط فقر سر در میارن !!!!؟
لابد الان دوتا مثال از اون طرف خط میزنین اما کدوم طرف بیشتره ؟
یکی گفته : " برای آنها که مفهوم پرواز را نمی فهمند
هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی "
یکی دیگه هم گفته : " آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد "
و آخرین حرف : من به هیچ دردی نمی خورم
این دردها هستند که از چپ و راست به من می خورند ..!!؟
آدم بیافرید که آدم بماند در این جهان
آدم نشد که مایه ی رنج و عذاب شد
بر وی خرد بداد که داند جهان را که آفرید
اول بلای خودش گشت خرد
سوال کرد خدا را که آفرید
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
دوست عزیزم دیگه وبلاگ یکنفری شد و همه ی نوشته ها زخمتش با تو ...
مرسی از همه ی دوستان که به بعضی نوشته ها نظر دادند و منو شرمنده کردن
حتما بعد از این هم بهشون سر میزنم .
خداحافظ همین حالا .........
